محمد بن عبد الله بن عبيد الله بن محمود

95

تحفه خانى ( فارسى )

مىزند و سبب او سوداوى و احتراقى از صفراست و ثانى اسود مائل بجانب اقتم است سبب او سوداى دمويست و ثالث اسوديست كه بسبزى مىزند و سبب او سوداى صرفست و رابع اسود مايل به بياض است و سبب او سوداى بلغميست و اين افاده دو معنى مىكند يكى آنكه حصول او از احتراق بلغم باشد و دوم آنكه سوداى مخالط بلغم باشد و اسباب بول اسود يكى از پنج چيز است اول شدت احتراق و ثانى شدت برد و ثالث فناى حرارت غريزى و رابع اندفاع ماده سوداوى بر سبيل بحران و خامس تناول صابغ بصفت سواد و خامس از اقسام لون بياضست و بياض را بر ده معنى اطلاق مىكنند يكى بر رقيق صافى شفاف كه حاجب ماوراى خود نباشد در ابصار و ثانى مفرّق بصر مثل عاج و لبن و كاغذ و امثال اين‌ها و ابيض معنى اول را سبب برد خالص است و عدم نضج زيرا كه دلالت بر عدم وقوع هضم كبدى مىكند و الّا بايستى كه در قاروره فضلات ظاهر بودى و مندفع شده بودى و ابيض بمعنى ثانى را سبب اندفاع ماده ابيض است كه فضلات بلغمى صرفست و از الوان بول لون مركبست مثل بول شبيه بغساله گوشت تازه و مشابه خونى كه در آب جارى شده باشد و سبب او ضعف جگر است و يا گرده و بسيارى خون و يا شبيه به مثل زيت كه بزردى و صفرت مخالط است به مثل آش سلقيه از چقندر شوربائيست و از آب چقندر درو محسوس است و سبب او ذوبان و گداختن عضويست از اعضا و يا سبب استفراغ مواد دسمه است و يا شبيه برنگ ارغوانست و اين لون احمريست كه مشوب و ممزوج بسوادست زيرا كه اين رنگ در خارج از سرخى و سياهى حاصل مىشود و سبب او احتراق مرّتين صفرا و سوداست و قسمى از اقسام دلايل بول قوام اوست و اين سه قسم است اوّل رقيق است و سبب او هفت است اوّل عدم نضج و ثانى سدّه و